با یاری خداوند، مردم و موسسات خیریه امیدوارم که هر چه بیشتر شاهد همیاری و کمک به عزیزان نیازمند باشیم.
حمیدرضا پگاه
حمیدرضا پگاه
05 / 09 / 1396 لیلا هاشمی ,

حمیدرضا پگاه را بیشتر بشناسیم…

حمیدرضا پگاه متولد ۱۱ دی ماه ۱۳۵۰ در تهران است. او سه خواهر و یک برادر دارد، پدرش کارمند بازنشسته و مادرش خانه دار است. خودش فرزند دوم خانواده است. او در خیابان دلگشای پیروزی تهران متولد شد و تا کلاس چهارم ابتدایی در این محله زندگی می کردند. در مدرسه بسیار شیطان بود و همیشه برای دیگران اسم انتخاب می کرد. او صاحب یک فرزند به نام حنا پگاه است. حمیدرضا پگاه با نغمه نادری کارگردان تئاتر ازدواج کرده است.

او بسیار خانواده دوست است و از وقت خود به خوبی استفاده می کند، در اوقات فراغت به طور کامل در خدمت خانواده است. قبلا در شرق تهران زندگی می کرد و در حال حاضر در غرب تهران سکونت دارد. طرفدارغذاهای گیلانی (میرزا قاسمی و کته کبابی) وایتالیایی (پنه و پاستا) است.

قبل از ورود  به عرصه بازیگری در شبکه دو سیما دستیار تهیه کننده بود و مسعود فروتن به او پیشنهاد بازی در مجموعه «ضلع ششم» را داد. حمیدرضا پگاه صدای خوبی دارد و کار مجری گری به او پیشنهاد شده است اما او هیچ گاه نپذیرفته است.

سوارکاری را خوب بلد است و در چند کار تاریخی از این توانایی به خوبی استفاده کرده است. در زمان اضافی برای شنا به استخر می‌ رود، به فوتبال علاقه خاصی دارد و در دوران کودکی عضو تیم نونهالان راه آهن سپس نوجوانان پاس و جوانان پرسپولیس بود. در سیزده سالگی به تیم فوتبال پرسپولیس رفت و تست دروازه بانی داد، آن زمان ضیاء عربشاهی و کاظم سید علیخانی به دروازه شوت می زدند و وحید قلیچ خانی انتخاب می کرد. چند هفته ای هم به تمرینات ادامه داد، اما به دلیل دور بودن راه خانه تا محل تمرینات که آن زمان در داوودیه انجام می شد، دیگر ادامه نداد. همیشه در مدرسه و کوچه با بچه ها مشغول بازی فوتبال بود و تا پایان دبیرستان هم بازی می کرد اما بعد از سربازی فقط به صورت تفننی بازی کرد.

در مورد نحوه لباس پوشیدن می گوید: “همیشه در این زمینه با طراح لباس تعامل دارم و با توجه به نوع کار، بخشی از لباس‌ها را خودم سر صحنه می‌آورم و بخش دیگرش خریداری می‌شود.”

وی به صورت حرفه‌ای فعالیت خود را از سال ۱۳۷۲ با بازی در مجموعه ضلع ششم به کارگردانی مسعود فروتن آغاز کرد. او در تلویزیون با سریالهای تفنگ سرپر (در نقش غیبیش) و آخرین گناه و در سینما با بازی در فیلم این زن حرف نمی‌زند، مورد توجه قرار گرفت.

کنجکاوی دلیل آمدن او به عرصه بازیگری بود. او به دلیل آغاز کردن فعالیتش بصورت تجربه ای و بدون آموزش آکادمیک، بعد از حضور در چند کار تلویزیونی و سینمایی یک دوره فن بیان نزد خانم فهیه رستگار و یک دوره خصوصی بازیگری هم زیر نظر گلاب آدینه گذراند.

سریال آخرین گناه به کارگردانی حسین سهیلی زاده در سال 1385 او را به شهرت رساند، سریال حیرانی و آوای باران نیز محبوبت وی در بین مردم را دوچندان کرد.

با اینکه سالیان سال است در این عرصه حضور دارد اما حاشیه ای از او دیده و شنیده نشده است. از جار و جنجال بیزار است. وقتی بی صداقتی می بیند حالش بد می شود و منفورترین آدم های دنیا را دروغگوها می داند.

کمترین دستمزدش در همان کار اولش بود که ماهی پنجاه هزار تومان گرفت. در فیلم «چند تار مو» به کارگردانی ایرج کریمی هم افتخاری و رایگان بازی کرد.

می گوید بازیگری چند «ت» دارد: تعقل، تخیل، تفکر، تعهد و توانایی. از نظر او بازیگری نوعی خلق کردن است.

آثار

فیلم‌های سینمایی

این زن حرف نمی‌زند (احمد امینی، ۱۳۸۱)

عاشق مترسک (مهدی نوربخش، ۱۳۸۲)

چند تار مو (ایرج کریمی، ۱۳۸۲)

مواجهه (سعید ابراهیمی‌فر، ۱۳۸۳)

شبانه (امید بنکدار و کیوان علیمحمدی، ۱۳۸۳)

صحنه جرم، ورود ممنوع! (ابراهیم شیبانی، ۱۳۸۴)

پرونده هاوانا (علیرضا رئیسیان، ۱۳۸۴)

جای او دیگر خالی نیست (مهرداد خوشبخت، ۱۳۸۴)

شبانه‌روز (امید بنکدار و کیوان علیمحمدی، ۱۳۸۷)

برخورد خیلی نزدیک (اسماعیل میهن‌دوست، ۱۳۸۷)

قلاده‌های طلا (ابوالقاسم طالبی، ۱۳۹۰)

یکی می‌خواد باهات حرف بزنه(منوچهر هادی، ۱۳۹۰)

فرزند خوانده (وحید نیکخواه آزاد، ۱۳۹۰)

ساعت یک نیمه شب (شاهین باباپور، ۱۳۹۱)

گیلدا (کیوان علیمحمدی و امید بنکدار، ۱۳۹۵)

رقص پا (مزدک میرعابدینی، ۱۳۹۵)

فیلم‌های تلویزیونی

پیش‌پرده[۱] (بیژن صمصامی و رضا حامدی‌خواه، ۱۳۸۲)

چکمه‌های استاین (بیژن صمصامی و رضا حامدی، ۱۳۸۲)

ازشنبه تا پنج‌شنبه (حجت قاسم‌زاده اصل، ۱۳۸۴)

جای او دیگر خالی نیست(مهرداد خوشبخت، ۱۳۸۴)

همیشه مادر (شاهد احمدلو، ۱۳۸۵)

زائر (مسعود آب‌پرور، ۱۳۸۶)

نامادری (اصغر نعیمی، ۱۳۸۶)

گامی در تاریکی (آرش معیریان، ۱۳۸۶)

زهر و پادزهر (آرش معیریان، ۱۳۸۶)

این پرونده مختومه نیست (مهرداد خوشبخت، ۱۳۸۶)

بدل(مسعود اب پرور، ۱۳۸۷)

نیرنگ (مهرداد خوشبخت، ۱۳۸۷)

مرد زیبا (بهمن زرین پور، ۱۳۸۷)

انتقال (علیرضا بذرافشان، ۱۳۸۷)

من و شیطان (علیرضا طالب‌زاده، ۱۳۸۷)

عملیات پایتخت (محمدرضا آهنج، ۱۳۸۸)

حباب (بیژن شکرریز، ۱۳۸۸)

مهر بی‌پایان (محسن منشی‌زاده، ۱۳۸۸)

سایه‌های بلند گناه (شهرام شاه‌حسینی، ۱۳۸۸)

مادرانه (محمدعلی سعیدی، ۱۳۸۸)

بدل (مسعود آبپرور، ۱۳۸۸)

هشت (محمد رسولی، ۱۳۸۸)

دو روز در جاده (شاهین باباپور، ۱۳۸۹)

دو راهی (شاهین باباپور، ۱۳۹۰)

حرفه‌ای (فلورا سام، ۱۳۹۰)

ساعت صفر(محمد آهنگرانی، ۱۳۹۳)

مجموعه‌های تلویزیونی

ضلع ششم (مسعود فروتن، ۱۳۷۲)

به سوی زندگی (مسعود فروتن، ۱۳۷۴)

شن‌های کف رودخانه (یوسف سیدمهدوی، ۱۳۷۶)

تفنگ سرپر (امرالله احمدجو، ۱۳۸۰)

با من بمان[۲] (حمید لبخنده، ۱۳۸۰)

شبی از شب‌ها (رضا کریمی، ۱۳۸۱)

آخرین گناه (حسین سهیلی‌زاده، ۱۳۸۵)

تا رهایی (حسین تبریزی، ۱۳۸۸)

یک روز قبل (صادق کرمیار، ۱۳۸۹)

پیدا و پنهان (چراغ هارا خاموش می‌کنم) (شهرام شاه حسینی، ۱۳۹۰)

حیرانی (کیوان علیمحمدی و امید بنکدار، ۱۳۹۰)

نیلی تراز مهتاب (محسن یوسفی، ۱۳۹۲)

آوای باران (حسین سهیلی زاده، ۱۳۹۲)

زاویه هفتم (محمود معظمی، ۱۳۹۳)

عاشقانه (منوچهر هادی، ۱۳۹۵)

دیدگاه خود را ارسال کنید.