06 مرداد

فرزندان طلاق

بدترین نوع ترس برای کودکان هنگامی است که بنیان زندگی خانواده دچار تزلزل می شود.کودکان به ریتم کم و بیش یکنواخت و آرام در زندگی دلگرم هستند و هنگامی که بحران در خانواده ایجاد شود احساس می کنند تمام دنیا و زندگیشان ازهم خواهد پاشید. بسیاری از کودکان هستند که همواره با وحشت از مسئله جدایی پدر و مادر زندگی می کنند و حتی ممکن است این ترس خیالی باشد…
هنگامی که یکی از والدین از دیگری شکایت داشته باشد و آن را بیان کند می تواند در کودک استراس واضطراب ایجاد کند.آن چیزی که باعث ترس کودک از طلاق می شود تنها ماندن اوست.کودک این اعتقاد را دارد که اگر یکی از والدین دیگری را ترک کند آنان او را نیز تنها رها خواهند کرد… وقتی که طلاق اتفاق می افتد کودکان تصور می کنند توانایی تسلط بر دنیایشان را نخواهند داشت. یکی از بزرگترین مسائلی که همسران در زمان طلاق باید به شیوه صحیح از عهده آن برآیند این است که تلاش کنند هر اندازه هم از یکدیگر ناراحت، خشمگین یا متنفرند طوری رفتار کنند که کودکشان کمترین آسیب را ببیند. کودکان در میانه این ماجرا قرار دارند بنابراین پدر و مادر وظیفه دارند که وقتی پای کودکشان وسط می آید آتش بس اعلام کنند. هرچند گفتن این امر آسان تر است از عمل کردن به آن. به ویژه هنگامی که پدر و مادر عصبانی هستند وبا یکدیگر دعوا می کنند، دقیقا در همین زمان است که فرزندشان به بیشترین میزان اطمینان نیازمند است که بداند صرف نظر از هر چیزی که روی میدهد هر دوی آن ها باز هم پدر و مادر او خواهند بود و هردو باهم از او مراقبت خواهند کرد.کودکان به سرعت از وجود بحران در خانواده آگاهی می یابند حتی اگر از مشکلاتی که این بحران را بوجود آورده اند  بی اطلاع باشند.
به چه دلیل اصلا من باید پدر یا مادر بشوم؟
استاد محمود کریمی می گوید: امروز درحالی که تا ظهر به دنبال کارهای بانکی و امور اداری بودم دو کودک را مشاهده کردم که یکی به دلیل ریختن آبمیوه به روی لباسش و دیگری به دلیل افتادن چوب بستنی بر روی زمین از مادرشان چنان سیلی شدیدی دریافت کردند که ناخودآگاه این سوال برایم پیش آمد:
این افراد به چه دلیل صاحب فرزند شده اند؟
آیا والدین صرفا وظیفه دارند کودکان را به دنیا بیاورند؟
آیا هدف پرورش و رشد و تعلیم و تربیت فقط بقاء نسل است؟
آیا من اجازه دارم بدون داشتن مدرک پزشکی طبابت کنم؟
یا بدون این که گواهینامه رانندگی داشته باشم اجازه رانندگی کردن دارم؟
پس چگونه بدون توانایی و آگاهی از محبت و مهربانی و مهارتهای پرورش فرزند کودکی را به این دنیا دعوت کرده ام؟
شعری از سهراب هست که بیان می کند:
که به هنگامه ی خشم… نه به دل تصمیمی… نه به لب دستوری… نه کنم تنبیهی…  یا چرا اصلا من پدر باشم یا که مادر
 
مولف: لیلا هاشمی

دیدگاه خود را ارسال کنید.