08 مرداد

شکل گیری شخصیت در سن بلوغ

واژه شخصیت عبارت است از، مجموعه سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتا ثابت و پایدار که بر روی هم، یک فرد را از فرد یا افراد دیگر متمایز می‌کند.
بلوغ  در زبان انگلیسی  به معنای “سن مردانگی یا سن بزرگسالی”  و در زبان فارسی به معنای “رسیدن میوه یا حد تکلیف شرعی” به کار برده می‌شود.
به دوران بعد از کودکی و قبل از جوانی دوران بلوغ گفته می شود و آغاز آن هم زمان با نوجوانی است. بلوغ با علایم و خصایصی که عمدتا بدنی و جنسی هستند مشخص می‌شود. فرد حالت و خاصیت کودکی را پشت سر ‌گذاشته و خصایص شخصی بالغ یا به اصطلاح مردانگی یا زنانگی را پیدا می‌کند. این تغییرات سریع فیزیولوژیکی و هورمونی، که در سنین بین 13 تا 19 سالگی اتفاق می افتد باعث بسیاری از تغییرات در شخصیت نوجوان نیز می شود.
تغییرات جسمی در دوره بلوغ با وجود این که طبیعی و موقتی هستند و در مرحله ای تمام می شوند اما چون به قدر کافی سریع ، ناگهانی و شدید هستند ، سبب تغییر رفتار ، نگرش و شخصیت نوجوان می شوند.
بررسی رشد شخصیت و تغییرات روانی مرحله بلوغ  به طور عمده توسط دو گروه با دیدگاه‌های متفاوت انجام شده است:

الف) مردم‌شناسان فرهنگی که غالبا علل این تغییرات شخصیتی در دوران بلوغ را در نهادهای اجتماعی، عادات، سنن، عقاید، مراسم دینی و مذهبی در جوامع گوناگون جستجو می‌کنند.

ب) روان‌شناسانی که نوجوانی و رشد شخصیت مربوط به این دوران را بیشتر یک پدیده روان‌شناختی می‌دانند بدون آن که تاثیر عوامل اجتماعی یا فرهنگی را انکار کنند.

در این دوران به عقیده روانشناسان، نوجوان به همان اندازه که احساس غرور می‌کند احساس شرمندگی نیز در وی برانگیخته می‌شود. در عین این که خودخواهی و بی‌قیدی کودکانه را حفظ می‌کند نوع دوستی و خیرخواهی نیز در وی پدید می‌آید. با وجود علاقه به ارتباط با دوستان، گاهی می‌خواهد که در تنهایی و استقلال به سر برد. گاه احساسات ظریف و گاه خشن از او سر می‌زند. کنجکاوی او شدیدا تحریک می‌شود و به حل مسایل علاقه فراوان دارد.
به عقیده اریکسون، نوجوانی، پنجمین مرحله از رشد و تکامل انسان می‌باشد. شخص در این مرحله، هنوز یک انسان بزرگسال نیست، بلکه نوجوان بالغی است که جامعه به لحاظ سازگاری با محیط و اتخاذ نقش‌های جدید برای برآوردن توقعات اجتماعی از او انتظارات بسیاری دارد.
بعد روانی اجتماعی و شخصیتی جدیدی که در این دوره به وجود می آید از سمتی دارای جنبه مثبت است، شخص در این دوره هویت خود را می یابد و از سوی دیگر دارای جنبه منفی است و آن احساس  بی‌هویتی و گیجی در اتخاذ نقش روانی – اجتماعی است.
نوجوان هر چیزی که در گذشته دریافت کرده است را در این دوره در یک قالب می ریزد و شخصیت اجتماعی واحد و منسجمی برای خود ایجاد می کند، که در آینده دائمی خواهد بود.
در این دوران شخص به خود مختاری می رسد و می تواند مسئولیت ها را بپذیرد. نوجوان در این دوران تمایل به داشتن استقلال را احساس می کند و سعی می کند تا حدی از خانواده فاصله بگیرد تا به این استقلال  برسد و رابطه دوستانه و عاطفی بیشتری با همسالان خود برقرار خواهد کرد. در این مرحله نوجوان تمایل به استقلال دارد و عدم داشتن تجربه به خانوداه این اجازه را نمی دهد که او را مستقل بگذارند و اینجاست که طغیان و نزاع رخ می دهد. این دوره، همچنین دوره دوستی‌های پایدار، فداکاری و وفاداری نسبت به دوستان و بالأخره علاقه به جنس مخالف و عشق‌های زودگذر در آغاز دوره و عشق‌های بادوام و ثابت در پایان دوره است.
در این دوران، نوجوان می تواند حدود استعداد ها و توانایی های خود را بشناسد؛ سطح تفکر او بسیار گسترده شده و رشد ذهنی و منطقی او بتدریج به حد کمال می رسد؛ اعتماد به نفس و ارزش های اخلاقی در او رشد می کند و با اطرافیان و جامعه سازگاری بیشتری می یابد.
مساله مهم دیگر، نقش جنسی یا هویت جنسی مناسب است. هنگامی که در دوران بلوغ همانند سازی به صورتی سالم رخ دهد، شخصیت فرد که مجموعه‌ای از خصوصیات و صفات سالم و همگون جنسی است به گونه‌ای مشخص تشکیل می‌شود.بلوغ و تغییرات آن، بالاخص تغییراتی که در شخصیت و اخلاق فرد پدید می‌آید کاملا طبیعی است و هرگز نباید آن را بیمارگونه تلقی کرد بلکه با آگاه کردن نوجوان و اطرافیان او می‌توان تحمل این تغییرات را تا زمان رسیدن به تعادل آسان کرد.

مولف: لیلا هاشمی

دیدگاه خود را ارسال کنید.